من هستم و... (2)
درباره وبلاگ


This is the end
Hold your breath and count to ten
Feel the earth move and then
Hear my heart burst again

For this is the end
I’ve drowned and dreamt this moment
So overdue I owe them
Swept away, I’m stolen

Let the sky fall
When it crumbles
We will stand tall
Face it all together

Let the sky fall
When it crumbles
We will stand tall
Face it all together
At skyfall
At skyfall

Skyfall is where we start
A thousand miles and poles apart
Where worlds collide and days are dark
You may have my number, you can take my name
But you’ll never have my heart

Let the sky fall
When it crumbles
We will stand tall
Face it all together

Let the sky fall
When it crumbles
We will stand tall
Face it all together
At skyfall

Where you go I go
What you see I see
I know I’d never be me
Without the security
Of your loving arms
Keeping me from harm
Put your hand in my hand
And we’ll stand

Let the sky fall
When it crumbles
We will stand tall
Face it all together

Let the sky fall
When it crumbles
We will stand tall
Face it all together
At skyfall

Let the sky fall
We will stand tall
At skyfall

مدیر وبلاگ : من!!
نویسندگان
چهارشنبه 16 تیر 1395 :: نویسنده : من!!
استادمون گفت zolpidem قرصیه كه كمك به شروع خواب میكنه ، مدت اثرش كوتاهه و در حد چن ساعته و باعث گیجی نمیشه و وابستگی فیزیكی ایجاد نمی كنه ، منم از خصوصیات كلی قرص خوشم اومد به مامانم گفتم یه بسته خارجیشو واسم بگیره اما گیرش نیومد و ایرانیشو خرید حالا برگردیم به دیشب كه جلوی تلویزیون بیهوش شده بودم كه خواهرم گوشیمو آورد و گفت زنگ میخوره منم از خواب پریدم در حالی كه نمی دونستم ظهره ،شبه ، سحره... ؟!! بعد از اون تا حدود ساعت سه شب خوابم نبرد گفتم یه قرص زولپیدم بخورم بلكه خوابم ببره و صبح قبراق و سر حال بلند شم درس بخونم اما زهی خیال باطل ! می دونستم هیچی تو ایران استاندارد نیست ولی نه تا این حد!!!! امروز ظهر ساعت ٤ و نیم به زور بیدار شدم و هنوز سرم از شدت خستگی گیج میره این دقیقا مخالف خصوصیات كلی قرصه !!!! دیازپام خارجی خورده بودم تا الان اثرش رفته بود! اینجا ایران است :-( از این به بعد از خواب پریدم درس میخونم :) به بقیه هم همین توصیه رو میكنم ...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مردی فرزند خود را به علت یک حمله ی عصبی کشت بعدا معلوم شد که اسکیزوفرنی دارد و شاید او فقط تنها بود .
نمی دونم مرز بین درست و غلط چیه ، نمی دونم تا کجا میشه قضاوت نکرد ، نمی دونم که اصلا تا کی میشه خوب بود ... مادری که فرزندشو ول میکنه و میره ، پدری که عاشق یه زن دیگه میشه یا بچه ای که خودکشی میکنه  ، مقصر کیه ؟  خیلی از رفتار های ما ریشه در دو سال اول زندگی داره که ما تقریبا اون موقع حق انتخابی واسش نداشتیم ، یا خیلیاش ریشه در ژنتیک ، تربیت و ... شاید همون طور که نشه کسیو واسه قیافه ی درب و داغونش سرزنش کرد واسه رفتار غیر منطقیش هم جای شکایتی نباشه. واقعا آدما تا کجا می تونن خودشون رو واسه خوب بودن سرکوب کنن ؟ من از ریشه ی این رفتار ها سر در نمیارم اما اینو می دونم که انسان ها همگی کمال گرا هستند ، روحی دارند که می تونه پرواز کنه ، شاید بشه قلب هر کسیو لمس کرد ... حتی هیتلر هم عاشق شد... شاید نباید نا امید بود ...
پشت قضاوت های ما درباره ی دیگران شیطان ایستاده است.
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 11 تیر 1395 :: نویسنده : من!!
ببین فردا کلی میشه به بقیه مشكلات فک کرد ، الان بی زحمت پریز بقیه رو بکش و به مهم ترین مشکلت فک کن ، زمستون تموم میشه سیاهیش برا ذغال میمونه ، نمی دونم این حرفا ذاتا آرام بخشن یا به واسطه گویندش آرام بخش شدن اما ... آدم باید از تك تك وابستگیاش دل بكنه این ذات زندگیه ، حداقل برای من :)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 11 تیر 1395 :: نویسنده : من!!
از همه نظر بهم ریختم ، مامانم نیست معلوم نیست كی بیاد ، نگرانم اضطراب دارم امتحان ، مساءل خانواده و ترس دیگه تحملی واسم نذاشته ، زندگیم خیلی متلاطمه باز همه چی بهم ریخت و شاید بدتر از قبل :) متنفرم از كسایی كه رو نادانی و خودخواهی زندگیمو جهنم كردن



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 تیر 1395 :: نویسنده : من!!
امشب شب قدر بود ، امیدوارم خدا بر ما ببخشاید:) امتحان دارم و در یك كلام نخوندم یا باید فردا بجنبم و بخونم یا منتظر جبرییل باشم بهم وحی كنه جوابا رو :( من سال به سال قالب وبلاگمو عوض نمی كنم ، اما امروز ب صورت اتفاقی ، چنتا قالب دیدم كه خیلی خوشم اومد! با اشتیاق زیاد قالب رو copy paste كردم ، دیدم وبلاگم دود شد رفت هوا ! كه بعد فهمیدم قالب ها مال بلاگفا بوده [ناراحت] ! برای این كه بفهمم كلا قالب ها خراب بوده یا واقعا فقط مال بلاگفاست یه وبلاگ تو بلاگفا ساختم ، دیدم كه قالبه درسته :-( { من شب امتحان یه ایطو آدم بیكاری میشم!! كیف كنید و ریلكس باشید} ب این فكر افتادم كه چطوره باز مهاجرت كنم آخه ید طویلی تو كوچ كردن دارم بعد دیدم واسه یه قالب آدم كوچ نمیكنه و این كه جدیدا فهمیدم نرم افزار میهن بلاگ چیز بدرد بخوریه دوسش میدارم ! به هر حال عشق است و در نگاه اول است ! حالا فعلا همین جام! با همه علاقه ای كه به فارما مخصوصا فارما اعصاب دارم چرا نخوندم درست؟ حالا فردا جبران میكنم انشالله [لبخند] و این كه هی تو ارتباطات اجتماعیم گند میزنم و به خودم میگم درست نبودا بعد تا میخاد حس عذاب وجدان بهم دست بده میگم بذار یه بارم درست نباشه (از دیروز تالا همین یه بار یه بارا شده چندین بار ) بعد دوباره حس پشیمانی و در آخر جبران یا فراموشی !! وقتی هم میزنه به سرم بد میزنه ها!!! باید درس بخونم تا آروم شم ! و این كه من گاهی نباید فكر كنم دیگران راجع ب من چه فكری میكنن!! ولی دوست دارم آروم و منطقی رفتار كنم اما وقتی ذهنم آشفتست كمتر روی كار هام كنترل دارم باید سعی كنم آروم و صبور باشم! و در آخر این روز ها فكر میكنم یكی از همكلاسی هام این وب رو بخونه اگه كسی هست اینجا كه منو واقعا دیده و میشناسه میشه لطفا بری؟ :-)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 تیر 1395 :: نویسنده : من!!
حس میكنم خیلی از رفتار هایی ك بقیه با من دارن ، لیاقت من نیست ، من هرچی تلاش میكنم ك احتراممو حفظ كنم بیشتر شكسته میشه بیشتر بی ارزش میشم ، میخوام فرار كنم از بین همه اونایی كه ذهنمو آشفته كردن :-( اما باز اینم نمیشه ! چرا بعضی وقتا همه چی نمیشه؟



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 تیر 1395 :: نویسنده : من!!
سلام ، امروز همراه یكی از دوستام درس خوندیم و ب نسبت خوب بود! از اون دوست گرامیم هم تشكر میكنم كه امروز با من درس خوند:) ( گرچه ب این وبلاگ دسترسی نداره ؛-) ) دیالوگ مورد علاقه من از فیلم تایتانیك: ''جک: من همه اون چیزی رو که لازم دارم الان همراه خودم دارم،هوایی که برای تنفس لازم دارم در شش ها و تعدادی ورق برای نقاشی!دوست دارم وقتی صبح از خواب بلند میشم ندونم چه اتفاقی برام بیوفته!مهم نیست چه کسی رو ملاقات میکنم مهم نیست شب رو کجا میگذرونم!پریشب رو زیر یه پل خوابیدم وحالا در یکی از بزرگترین مصنوعات عالم به سر میبرم و با شما آدمای ثروتمند و باحال دارم شامپاین میزنم!!زندگی هدیه ای است که نباید حروم بشه،شما نمیدونید برگ بعدی زندگی چیه!باید یاد بگیرید زندگی وقتی میاد بگیریدش!!باید روی تک تک روزها حساب کنید!!!" //:-) خوشبختانه گاهی وصف حال زندگی منه :)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 تیر 1395 :: نویسنده : من!!
امتحان اعصاب تموم شد! فکر کنم واسه اولین بار تو دانشگاه 20 گرفتم!(البته بعد از آشنایی با كامپیوتر :))))! )سوالا آسون بود و احتمالا نمره ها خیلی بالا باشه :) فکر میکنم مسئله مهم این باشه که من چنتا نکته اساسی یاد گرفتم :)
 مامانم حالشون خیلی خوبه ، پدرم هم بهتره خدایا شکرت :) خودم هم تقریبا آرومم !
باز امتحان دارم احتمالا از فردا شروع میکنم ...
این روزا از خونه بیرون نمیرم و واقعا هیچ اتفاق خاصی برام نمی یفته( نمی افتد )  و هدفم از نوشتن روز نوشتا صرفا نگاه اجمالی به اینه که این روز ها چطوری میگذرن و یه مقداری شاید دوست دارم با کسی حرف بزنم واسه همین اینجا روز هامو مینویسم :) متاسفم اگه این حرفا واسه شما شاید هیچ سودی نداره اما واسه من تغییرات فکری و احساسیمو به یادم میاره :)
شاید حنی خوندن این حرفا در آینده واسم جذابیتی نداشته باشه ولی الان آرومم میکنه :)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 تیر 1395 :: نویسنده : من!!
روز خوبی بود ، مامانم بهتره و درسا رو هم تقریبا خوندم البته ی جلسه رو گذاشتم فردا صبح قبل امتحان انشالله دوره كنم :-) شب قدر!! اندك دعایی هم كردم اما بیشتر در حال خوندن درسا بودم :) حرفی نیست! خوابم میاد... شب صبحگاهی شما بخیر! ساعت: چهار و ربع ١٩ رمضان خواب خوابم:)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 4 تیر 1395 :: نویسنده : من!!
روز ب نسبت خوبی بود ، البته فقط ب نسبت !!!! در حدی ك نمردم و سالمم :)))) این تعریف بنظر خیلیا اوج خوشبختیه و ب نظر خیلیا نوعی فلاكت و سر در گمی! خود دانید! ب هر حال نمی خام دلهره و اضطرابی باشه ، از ترس طرد شدن , منزوی شدن درست مثل اینه كه از ترس از دست دادن ، به دست نیاری!! البته جمله قبلی بنظرم گاهی غلطه !! چون اگه كسی در تو این حس امنیت رو از بین ببره همون بهتر كه نداشته باشیش تا این ك بخوای با ترست ضعیف شی! :) من از ضعف در زندگی خیلی بدم میاد!! احساسات نا به جا آدم رو ضعیف میكنه ! البته خیلی از احساسات ب جا هم آدمو ضعیف میكنه مثل وقتی ك پدر و مادرت بحثشونه و نتونی تمركز كنی ! ب هر حال امروز هرچی گفتمو نقض كردم خودتون راجب پریشانی فكرم قضاوت كنید!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 تیر 1395 :: نویسنده : من!!
روز بهتری بود امروز :) بیشتر از چند روز اخیر درس خوندم اما حدود دوتا بلاكه كه مثل تراكتور نمی یفتم رو كتابا :/ همینطوری لاكپشتی ، تفریحی میخونم البته اینو هم نادیده نباید گرفت كه این دو بلاك اخیر بسی سبك بودن!! و حجم نسبتا كمی داشتن :) مادرم باز ناراحته :( منتظرم دعا هام برآورده شه :) سعی كردم خطا هامو تا حدی جبران كنم :( ولی امیدوارم از چاله به چاه نیافتم :) خدایا كمك كن:))) شكرت :) از هر كرانه تیر دعا كرده ام روان / باشد كزان میانه یكی كارگر شود :)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1 تیر 1395 :: نویسنده : من!!
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من/ وین حرف معما نه تو خوانی و نه من/ هست از پس پرده گفت و گوی منو تو/ چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بچه ك بودم یه دفتر خاطرات داشتم فقط خاطرات بدمو مینوشتم توش ، چون فقط وقتی خیلی عصبانی و ناراحت بودم میشد كه بنویسم ینی توان نوشتنو داشتم ، ی مدت ك گذشت اون دفتر رو انداختم دور و دیگه هیچوقت ندیدمش به جای اون دفتری برداشتم ك هم خاطرات خوب داشت هم بد هم احساسات هم مناجات ... دوست ندارم این وبلاگ مثل اون دفتر یادآور خاطرات تلخم باشه :) پس سكوت میكنم چون امروز از بدترین روز ها بود:) بیخیال روز های بدون ترس پر قدرت و اراده در راهند :) و این كه من امید دارم تا دوباره بخندم اما بدون ترس :) لنگر حلم تو ای كشتی توفیق كجاست / كه در این بحر كرم غرق گناه آمده ایم :)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic